تقابل خوشبین بودن با واقع بین بودن ، کدامیک بهتر است ؟
آیا مثبت بین بودن و اینکه همه چیز را مثبت ببینید بهتر است یا اینکه واقع بین و منطقی باشید ؟
قبل از هرچیز باید بگوییم که مردم، به هردوی این نگرشها، بصورت افراطی پناه می آورند.
برخی افراد به شدت منفی باف میشوند، با این بهانه که واقع بین هستند. بعضی دیگر نیز به بهانه مثبت نگری، زندگی را از زاویه ای بسیار سطحی و غیر واقعی مینگرند.
هردوی این گروهها در اشتباه هستند زیرا واقعیت را آنطور که هست، نمیبینند.
استیو جابز
استیو جابز جهان را عوض کرد. بله، هیچکس نمیتواند این مساله را انکار کند، اما آیا میدانید هنوز که هنوز است، برخی افراد درباره اینکه استیو، چقدر با واقع گرایی فاصله داشت، حرف میزنند ؟
جابز همواره از کارمندان خود چیزهایی را میخواست که علنا غیر ممکن بنظر میرسید. او اهداف غیر قابل تصوری داشت و همواره سعی میکرد مردم را به فراتر از محدودیت های واقعی هدایت کند.
و نتیجه این مساله این بود که او جهان را عوض کرد !
ما کمتر درباره این ویژگی استیو جابز شنیده ایم، اما همه نام او را میشناسیم . چه بسا محصولات شرکت او، اپل را استفاده کرده و میکنیم. به عبارت دیگر، کسانی که میخواهند حقیقتا واقع بین شوند، کسانی هستند که واقعیتی که تجربه میکنند را باور نکرده و همواره محدودیتها را میشکنند.
در حقیقت کسانی که سعی دارند واقع بین باشند، کاملا از واقع بین بودن دور هستند. زیرا نمیتوانند احتمالات و فرصت های ممکن در جهان و زندگی خود را ببینند و خود را درون حصار های فکری زندانی میکنند. بسیاری از افراد برای واقع بین بودن، تمام فرصتها، پتانسیلهای درونی را کشته و عملا زندگی خود را به آتش میکشند.
واقعیت چیست
دیدن یک تکه آهن که در هوا پرواز میکند، زمانی یک رویا محسوب میشد، اما رخ داد. امروزه همه ما انواع مختلف هواپیماها را دیده ایم. اما چرا هواپیماها وجود دارند ؟!
زیرا یک نفر، توانست واقعیت را به نوع دیگری ببیند. به عبارت دیگر، هرکس ادعا دارد واقعیتی که تجربه میکند و میبیند، همان حقیقت است، حال آنکه واقعیتی که بسیاری از افراد در آن زندگی میکنند، حقیقت ندارد.
به نقل قولی از استیو جابز اشاره میکنیم که این مفهوم را به خوبی توضیح میدهد :
وقتی بزرگ میشوید، به شما گفته خواهد شد که زندگی شما، همین است که درون این جهان زندگی کنید. اما سعی کنید زیاد در این دیوارها محصور نشوید. اینکه برای داشتن یک خانواده خوب، تفریح کردن و کمی پس انداز زندگی کرده باشید، خوب است اما زندگی بسیار محدودی است ! زمانی که بتوانید یک قانون ساده را درک کنید، زندگی شما بسیار وسیع تر خواهد شد : ” هرچیزی که در اطراف شماست و آنرا زندگی مینامید، توسط افرادی ساخته شده است که از شما باهوش تر نبوده اند، و شما میتوانید آنها را تغییر دهید “. شما میتوانید روی آن تاثیر بگذارید. وقتی این نکته را یادبگیرید، هرگز مانند قبل نخواهید بود.
جمع بندی این است :
بله، واقع بین بودن چیز خوبیست، زیرا خوشبین بودن میتواند مردم را به اشتباهات بزرگ بیندازد. اما به شرطی که حین واقع بین بودن، واقعا خود حقیقت را ببینید. بخشی از واقع بین بودن این است که فرصتها و توان درونی خود را نیز ببینید که بسیاری از مردم، هرگز نمیتوانند این کار را انجام دهند و با برچسب “غیر ممکن” زدن به بسیاری از چیزها، واقعا باور میکنند که آنها غیر ممکن هستند.
تصور کنید کسانیکه بزرگترین اختراعات بشر را داشته اند، سعی میکردند واقع بین شوند(منظور ما از واقع بین بودن، تعریف عموم از واقع بین بودن است). قطعا در اینصورت هیچکدام از این ابداعات، وجود نداشتند. در آنصورت مردم مثلا سعی میکردند بجای ابداع ماشینها، به اسبهای خود غذاهای بهتری بدهند تا سریعتر بدوند و ماشینها هرگز ساخته نمیشد زیرا وجود خودرو در آن زمان، فرای واقعیت بود.
زمانی که بتوانید واقعیت را دقیقا همانطور که هست(حقیقت) یا حداقل اندکی نزدیک به حقیقت ببینید، متوجه خواهید شد که خوشبین بودن و واقع بین بودن چیزهای مختلفی نیستند زیرا شما بعنوان یک انسان، همواره در یک واقعیت تحریف شده و دستکاری شده توسط ذهن خود زندگی میکنید و بسیاری از چیزها که به سادگی برایتان ممکن است و پتانسیلش را دارید، برچسب غیر ممکن میزنید.