با مرگ خود مواجه شوید، مقاله ای که خواندن آن زندگی شما را متحول میکند
برای اینکه رشد خود را سریعتر کنید، برخی اوقات بد نیست نگاهی هم به مرگ داشته باشید.
بسیاریها هوشیار نیستند که روزی خواهند مرد. آنها دقت نمیکنند که فقط یک زندگی دارند. ما مرگ بسیاری از چیزها، از حیوانات، گلها و حتی اشیاء(زلزله یا تصادف خودروها) گرفته تا عزیزانمان را میبینیم اما چه بسا مدام سعی میکنیم از این واقعیت که خودمان نیز خواهیم مرد، فرار کنیم.
درمورد مرگ فکر کنید…
فکر کردن درمورد مرگ مزایای زیادی برای شما خواهد داشت. اگر در ابعاد جهانی و از نمای بیرونی، مرگ و کوتاه بودن عمر خود را ناظر شوید، چه بسا از خود بپرسید :
- چرا من اینهمه وقت تلف میکنم ؟!
- چرا برای رسیدن به خواسته هایم اینقدر ناراحت میشوم و حرص میخورم ؟!
- چرا غیبت میکنم و وقتم را هدر میکنم ؟
- چرا اینقدر با دیگران جنگ میکنم ؟
ما اینجاییم، بدون اینکه بدانیم چرا اینجاییم ! ما هوشیار هستیم و بصورتی معجزه وار، زندگی را تجربه میکنیم. علم در توصیف اینکه چرا ما اینجا هستیم، کاملا عاجز است. اما به هرحال همه ما میدانیم این، تنها فرصت ماست ! بدنی که اکنون دارید، فقط یکبار وضعیت و طراوت حال حاضر را دارد. و همه چیز به سرعت در حال گذر است.
بسیار خوب است که وقتی به انتهای فیلم زندگی خود میرسید، حتی اگر از نظر فیزیکی توان لازم را ندارید، بتوانید بگویید من از کارهایی که کردم و از نوع زندگی کردنم، خوشحال هستم. من با دیگران و عزیزانم خوب رفتار کردم و کسی را اذیت نکردم و از خودم راضی هستم. من همه نعمتها و هدیه هایی را که زندگی میتوانست به من ببخشد، دریافت کردم و واقعا خوشحال هستم.
بسیاری ها دوست دارند مدام از مرگ فرار کنند. آنها با سکس، تولید پول و تفریح کردن، غذا خوردن، و…سعی میکنند از این واقعیت فرار کنند. اما به هرحال، این واقعیتی است که نمیتوان از آن فرار کرد و برای همه ما رخ خواهد داد.
حال یک نوع تصویر سازی ذهنی انجام میدهیم تا دقیقا متوجه شوید مرگ به چه معناست. لطفا قبل از خواندن ادامه این مقاله، یک خودکار و کاغذ در کنار خود داشته باشید تا به محض پایان، سریعا به سوالاتی پاسخ دهید. دقت کنید که ادامه متن را باید بسیار آرام و با صرف زمان کافی بخوانید.
” در جایی بنشینید و کاملا به بدن خود توجه کنید. همه احساسات و صداهای اطراف خود را تجربه کنید. به تنفس خود دقت کنید. و کاملا ریلکس شوید. به اینکه شما وجود دارید، توجه کنید. احساساتی که هر ثانیه تجربه میکنید را مد نظر قرار دهید. به صداها و اطراف خود توجه کنید. همه چیز را مد نظر قرار دهید. به تغییرات محیط اطراف یا تصاویر و افکار ذهنی خود توجه کنید. اجازه دهید همه این فرآیند ها رخ دهند. حال سوال کنید : اینها چه هستند !؟! این احساسات چه هستند !؟ آیا من واقعا میدانم این چیزهایی که تجربه میکنم چیست ؟ اجازه ندهید ذهن شما به سرعت پاسخی سطحی بدهد و کاملا در اعماق این پرسش غرق شوید.
حال خود را قبل از تولد تصور کنید.(واقعا از شما میخواهم با دقت اینکار را انجام دهید). قبل از اینکه متولد شوید و هوشیار شوید و این بدن را داشته باشید، فکر میکنید چه کسی بوده اید ؟ به بهترین حالت ممکن آنرا تصور کنید. هر تصوری که از خودتان، قبل از تولد دارید، فراموش نکنید که برای آن موجود، زمان و مکان معنایی ندارد. همچنین چیزی به نام هوشیاری یا احساس نیز وجود ندارد.
آن موجود، همان چیزی است که شما بوده اید، هستید، و خواهید بود ! نه برای یک سال، نه برای ده سال، نه برای چندین قرن، بلکه برای همیشه…..
شما به همان شکل وجود داشته اید…بصورت جاودان…
اکنون به لحظه ای فکر کنید که متولد شدید. به اولین لحظاتی فکر کنید که هوشیاری پیدا کردید. حال ثانیه به ثانیه مانند یک فیلم تند، گذر زندگی خود تاکنون را تصور کنید و سپس هوشیارانه از خود بپرسید هر روز که به خواب عمیق(بدون دیدن خواب) فرو میروید، چه کسی میشوید ؟! بله، شما به همان وضعیت جاودان خود باز میگردید….موجودی بدون بعد، بدون مکان، بدون زمان. گویی هر شب که میخوابید، شما میمیرید و صبح، دوباره متولد میشوید…….
اکنون به این فکر کنید که چقدر از عمر شما باقی مانده است ؟ عددی را بصورت تخمینی و بصورت خوشبینانه بگویید(مثلا 60 سال عمر خواهید کرد)….
سپس تصور کنید یک روز خواهید خوابید و دیگر هرگز بیدار نخواهید شد….هرگز…تصور کنید هیچ چیز را تجربه نخواهید کرد….. هیچ چیز ! واقعا تصور کنید که “هیچ” بودن چه حالی دارد….. شما حتی سیاهی را نیز تجربه نخواهید کرد….
شما هرگز هیچ چیز دیگری را، مانند اکنون تجربه نخواهید کرد….نه رنگی، نه صدایی، نه حسی، نه عشقی، نه ناراحتی، نه شادی، هیچ ! شما حتی سیاهی را نیز تجربه نخواهید کرد زیرا هیچ هوشیاری ندارید…..
بیش از همه دلتنگ چه چیز خواهید شد ؟ رنگها، جهان، لبخندها، احساسات خوب، عشق، و هیچ چیز دیگر را تجربه نخواهید کرد….. کاملا این وضعیت را لمس کنید….. به این توجه کنید که هیچ راه بازگشتی وجود ندارد….. شما برای همیشه میخوابید….. متوجه شوید فرصت زندگی که اکنون دارید، فوق العاده ترین، اسرار آمیز ترین و خارق العاده ترین چیزی است که وجود دارد. شما همه اینها را همین اکنون دارید…… شما در فوق العاده ترین وضعیت ممکن وجود دارید….حتی چشیدن طعم غذاهای مختلف نیز فوق العاده ترین فرصت ممکن برای شماست….
حال کاملا به این موضوع هوشیار شوید که این زندگی، تنها فرصت شماست…..
با این هدیه خارق العاده چه خواهید کرد ؟ ما حتی نمیدانیم چطور این فرصت زندگی کردن را پیدا کرده ایم، اما فقط به این توجه کنید که چقدر خوش شانس هستید……
برای چند لحظه به این فکر کنید که یک روز این تجربه به پایان میرسد…. و این، یک واقعیت غیر قابل فرار است…. از شما میخواهم بدون نگرانی یا ترسیدن از اینکه چه بر سر شما خواهد آمد، کاملا قدردان این باشید که به شکل عجیب و اسرار آمیزی، فرصت زندگی به شما داده شده است….
دقت کنید که تنها کاری که میتوانید انجام دهید، این است که بهترین و زیباترین زندگی ممکن را در این مسیر تجربه کنید. و فراموش نکنید که اگر بهترین کار و تصمیمی که میتوانید را انجام دهید، کافیست ! شما میتوانید پس از آن با خیال راحت بمیرید ! و راضی باشید….زیرا در این زندگی، کم نگذاشته اید، کسی را نرنجانده اید و از همه نعمتهای آن بهره برده اید…
خوب، اکنون متوجه شدید که مرگ، چه حال فوق العاده ای دارد و چقدر میتواند به شما انرژی مثبت دهد…. این نوع فکر کردن، تمام زندگی شما را جهت میدهد….. از شما میخواهم همین اکنون که هنوز در حال و هوای آن وضعیت هستید، این سوالات را به سرعت پاسخ دهید :
- برای چه چیزی از این زندگی که فقط یکبار آنرا تجربه خواهم کرد، بیش از همه دلتنگ خواهم شد ؟
- من از این زندگی چه میخواهم ؟
- این زندگی ارزش چه چیزهایی را دارد ؟
- این زندگی ارزش چه چیزهایی را ندارد ؟
همین اکنون به سرعت این سوالات را پاسخ دهید زیرا هوشیاری شما افزایش یافته است(و اگر دوباره مرگ را به شکلی که گفتم، به یاد نیاورید، هوشیاری شما دوباره کاهش خواهد یافت). سپس ادامه متن را بخوانید…..
خب، پاسخ سوالات را نوشتید.
آنچه از پاسخ این سوالات میتوانید متوجه شوید، این است که هدر دادن وقت خود را متوقف کنید. بسیاری از ما کارهایی را انجام میدهیم که عملا هدر دادن وقت است….. کارهایی که اگر به یاد آوریم فقط یکبار زندگی خواهیم کرد و هیچ بازگشتی وجود ندارد و پس از پایان، برای همیشه تمام میشود، هرگز انجامشان نخواهیم داد…..
غیبت کردن، جنگ کردن، غصه خوردن، جنگیدن، فریاد کشیدن، نگرانی داشتن و… .
حال به این سوالات پاسخ دهید :
- طرز فکر شما قبل از خواندن این مقاله، چقدر سطحی بود ؟!در رفتار خود با مردم، در ناراحت شدن هایتان، در افسوس خوردنهایتان، و…، چقدر سطحی فکر میکردید ؟ وقتی به این فکر کنید که زندگی شما خیلی سریع برای همیشه تمام خواهد شد و فرصت مجددی نیز ندارید، متوجه خواهید شد که “خودروی بنز یا موجودی حساب بالا”، دیگر آنقدر ها هم اهمیت ندارد ! اشتباه نکنید، منظور من انگیزه داشتن یا ارزشمند بودن نیست، بلکه حرص خوردن و ناراحتی بخاطر پول و مسائل دیگر است که دیگر اهمیت چندانی ندارد ! در حقیقت اگر قرار باشد هفته بعد فوت کنید، واقعا این مسائل چه اهمیتی دارد !؟
- چطور میتوانید زندگی فعلی خود را دوباره بسازید ؟ با توجه به اینکه فقط یکبار زندگی خواهید کرد و این هدیه، بسیار ارزشمند است.(شاید بخواهید شغل خود را کنار بذارید، ممکن است بخواهید رابطه عشقی خود را تمام کنید یا از کسی معذرت خواهی کنید و…). چطور باید زندگیتان را تغییر دهید ؟
در ادامه از شما میخواهم این تمرین را برای هفت روز آتی انجام دهید :
برای هفت روز، به محض بیدار شدن، به این فکر کنید که فقط یکبار فرصت زندگی دارید، و پس از پایان زندگی فعلی، زندگی شما برای همیشه تمام خواهد شد.
سپس هر روز، ده جمله به شکل زیر بنویسید :
اگر من بیشتر به مرگ خود آگاه بودم، من ________ کار را همین اکنون میکردم.
نهایتا 70 جمله خواهید داشت که از قوای سطح هوشیاری بالا نشات میگیرد.
سطح هوشیاری بسیار بالایی که از فکر کردن به مرگ، به شکلی که گفته شده است ایجاد شده و تمام زندگی شما را متحول میکند.