آیا وقتی از کسی ادعای خدایی شنیدیم بزنیم بکشیم و پدرش را در بیاوریم !؟
” کلام عاشقان را در حال بی خودی و سرمستی ، باید سربسته نگاه داشت و از آنها حکایت نکرد. اینها بیان حال درونی اوست و نمایانگر دنیایی است که او درک می کند و دارای وجوه و معانی بسیار است. حال وقتی که این ادراکات را به کسی که فقط باورهایی سطحی و متعصبانه دارد(بدون اینکه عمقش را فهمیده باشد) به نمایش بگذارید، همه جور قضاوت هایی خواهد کرد، جز آنچه که واقعا باید میدید و ندیده است. “
در برخی مقالات قدرت نامحدود گفته شده که در حقیقت چیزی غیر از خدا وجود ندارد و شما در ذات، دقیقا همان هستید. آیا قدرت نامحدود هم ادعای خدایی دارد !؟ بزنیم بکشیمش یا نه !!؟
ادعای خدایی کردن
برخیها که بسیار بسیار هم انسانهای خوب و معتقدی هستند و حتی حاضرند جانشان را خالصانه به خاطر دینشان بدهند، متاسفانه از تمام چیزهایی که در دینشان گفته شده فقط پوسته اش را درک کرده اند و متعصبانه از آن دفاع میکنند بدون اینکه عمقش را فهمیده باشند. و همین عامل میتواند باعث شود که همانها با دستهای خود به جان کسی بیفتند که در حقیقت، دقیقا در عمق چیزهایی که خودشان به آن باور دارند قرار دارد !
در قدرت نامحدود گفته شده که در حقیقت شما میتوانید مستقیما و بدون هیچ آموزش اضافی، مستقیما به این تجربه برسید که وقتی من دروغین شما کنار رود(چیزی که در همین دین اسلام از آن به نام فنا فی الله نام میبرند یا در ادیان دیگر، به نامهای دیگر)، در حقیقت شما دقیقا خود خدا هستید ! البته این جمله میتواند اصلاح شود، به این شکل که در آن زمان، دیگر “شمایی” وجود ندارد که بگوییم “شما خدا هستید”. در حقیقت شما(Ego) کنار رفته اید و فقط خدا باقی میماند(زیرا در حقیقت هم فقط همان هست !).
مواظب باشید منصور حلاج هایی که به پای چوبه دار میفرستید و با شادی جشن کشتنشان را میگیرید، بزرگترین اشتباه در تمام طول عمر شما نباشند ! حتی اگر فردی بسیار مذهبی هستید، عمق دین خود را درک کنید و کسی نباشید که فقط پوسته ای از آنچه به آن باور دارد را دیده است. و متوجه شوید که شاید دقیقا همان کسی که میگویید بدعت گذار است یا کافر است یا ادعای خدا بودن دارد، آنقدر از منیت خود فاصله گرفته که تجلی مستقیم خدا شده است. اگر هنوز توان دیدن و شنیدن مستقیم حقیقت از زبان یک فرد را ندارید، به خود مهلت دهید و با سطح درک فعلی به جان دیگران نیفتید ! بله، یک فرد در سطح هوشیاری فعلی و عادی جامعه، هرگز نمیتواند خدا باشد و از دید جهان فعلی، این حرف کاملا غلط است. اما وقتی من دروغین(Ego) کنار میرود، چیزی جز خدا باقی نمیماند ! زیرا در حقیقت هم چیزی غیر از خدا هرگز وجود نداشته و ندارد ! فقط یک وجود واحد هست که به شکلهای مختلف تجلی میکند. و این جمله ای نیست که قرار باشد چشم بسته باور کنید. حقیقتی است که میتوانید مستقیما آنرا تجربه کنید. بدون هیچ آموزشی.
جالب است که برخیها با شنیدن انالحق ها، به سرعت برچسب کافری میزنند زیرا استناد میکنند به اینکه پیامبران ادعای خدایی نکرده اند و گفته اند ما بنده خدا هستیم ! اما حقیقت امر کاملا واضح است. هر فردی در وضعیت عادی و تا زمانیکه به شکل یک “Ego” و فردیت مجزا زندگی میکند، فقط یک فرد است و هیچ ارتباطی به خدا ندارد ! اما با طی کردن مراحل رشد، و زمانیکه منیت فرد کنار میرود و به اصطلاح عرفا فنا میشود، تماما خدایی میشود. زیرا چیزی غیر از آن هرگز وجود ندارد، مگر اینکه شما ادعای مجزا بودن از آن را داشته باشید. ضمنا فراموش نکنید خیلی از چیزهایی که توسط افراد رشد یافته نیز گفته شده است، بر اساس همین سطح درک کسانی است که در مقابل آنها نشسته اند ! سطحی نگر هایی که اگر از کسی اناالحق بشنوند، به سرعت سرش را به بالای چوبه دار میفرستند ! پس مواظب باشید که در سطحی از درک نباشید که حتی کسانی که ندا آور حقیقتند، مجبور شوند از عمیق ترین چیزهایی که میدانند، فقط قصه و داستانی کودکانه برایتان تعریف کنند و خدایی نمادین و قصه گونه برای شما شرح دهند(چون توان دریافتش را در خود ایجاد نکرده اید). وقت آن است که خود را برای دریافت و شنیدن مستقیم حقایق آماده کنید. عشق بی پایان به شما قدرت نامحدودیهای عزیز